|
این وبلاگ تعطیل شد! وبلاگ جدید من « ما یک نفر هستیم!» می باشد خوشحال میشم به اونم سر بزنین! ستون آزاد رو هم فراموش نکنین! این هم یه شعر جدید بخونین ببینین چه طوره!
ما ما مستِ میٍ ميخانه ايم لاجرم مثل شما دیوانه ایم! صبحها دانشکده،عصرها درکوچه ها اینچنین در نسل خود فرزانه ایم! بارِدانش می بریم از هر کلاس در همان هنگام که در خانه ایم! نصف شبها کسب فرهنگ می کنیم چون که مشغولِ چتِ رایانه ایم عاشق اس ام اس و همراهمان مُرده ی میس کالِ آن جانانه ایم! جز به وقتِ ناخوشِ پایانِ ترم با کتاب و جزوه ها بیگانه ایم! بی خیال و بی حساب و بی کتاب واقعا در این زمان دُردانه ایم! سلام بازم خیلی دیر کردم می دونم!شرمندم! یه مطلب جدید دارم که به طور سانسور شده تو روزنامه قدس کار شد ولی اینجا کاملشو می ذارم امیدوارم خوشتون بیاد!
شما اگه وارد خونه تون بشین و ببینین هواش حسابی سرده چیکار می کنین! به طور قطع عکس العمل افراد مختلف متفاوته ولی مال بعضیا رو میشه پیش بینی کرد: ۱.عموم ایرانی ها:همینکه می بینن هوا سرده سریع لباساشونو در میارن بعد بخاری خونه رو تا آخرین درجه زیادش می کنن!
۲.انگلیسی ها: اول چک میکنن در و پنجره ها باز نباشه بعد علاوه بر لباسایی که دارن لباسای گرم دیگه ای هم می پوشن بعد اگه لازم بود بخاری رو روشن می کنن و روی درجه ی کم می ذارن بعد می شینن فکر می کنن که چطور می شه بی سروصدا خونه ی همسایه رو که هواش گرمه رو تصاحب کرد!
۳.فرانسوی ها: وقتی که میبینن هوای خونه سرده شورش می کنن و تظاهرات راه می اندازن و علیه دولت شعار میدن و خواستار اجرای دمکراسی میشن بعد خونه و چند تا ماشین روآتیش می زنن! ۴.اصفهانی ها اول چک می کنن که حتما بخاری خاموش باشه بعد هرچی لباس دارن باهم می پوشن بعد خونه رو می فروشن و با پولش یه خونه ی کوچیک می خرن و بقیه ی پولش رو می ذارن تو بانک! اگه بازم گرم نشدن ورزش می کنن!
۵.مشهدی ها: چک می کنن بخاری خاموش باشه بعد واسه قشنگی چند تا شمع از یه جایی گیرمیارن و روشن می کنن!
۶.هندی ها: اول بخاری رو روشن می کنن بع یه درخت میارن وسط خونه و زیر درخت با نامزدشون حرکات موزون انجام میدن! در پاسخ به این عمل هندی ها پاکستانی ها هم موشک دوربرد با قابلیت حمل کلاهک هسته ای آزمایش می کنن!
۷.آمریکایی ها: اول القاعده رو به عنوان مقصر سرد بودن خونه معرفی می کنن و بعد به عنوان جنگ با تروریسم ابتدا منابع خونه رو اعم از فسیلی و هسته ای و... ذخیره کرده می کنن و بعد شم خونه های اون ور شهر حمله می کنن و منابع سوختی آنها رو واسه گرم کردن خونه استفاده می کنن!
۸.ترکها : هم میبینن هوای خونه سرده سریع همه ی لباساشونو در میارن بعد بخاری خونه رو می اندازن بیرون ، در و پنجره ها رو هم باز می ذارن! بعد وقتی که زمستون تموم شد یادشون میاد که این کار هایی که کردن مال وقتیه که هوای خونه گرمه نه وقتی که خونه سرده!
۹.ژاپنی ها : سیستمی اختراع می کنن که از طریق تجمع انرژی جنبشی ذرات معلق در هوا و انرژی جنبشی مولکول های هوا در هنگام انتقال صوت و تبدیل مجموع آنها به گرما خونه رو گرم می کنه!
11.افغانی ها : منقل روشن می کنن تا هم سر خودشون گرم بشه و هم خونه! 12 . رشتی ها: اول سعی میکنن بخاری رو روشن کنن ولی چون نمی تونن از خانومشون خواهش میکنن از اون جایی که با تاسیساتی مجتمع رابطه ی! بهتری داره بگه بیاد بخاری را روشن کنه! سایت نشریه طنز ستون آزاد یه مدتی هست دوباره فعال شده البته شدیدا! من یادم رفته بود دعوتتون کنم الان که یادم هست سریع به فرمایید تووووو......!
1- اگر می خواهید ریش بگذارید می توانید حالت های مختلفی بکار ببرید مثلا ریش خود را آنقدر نازک کنید که فقط با میکروسکوپ دیده شود یا اینکه اصلا ریش خود را کوتاه نکنید و وقتی خوب بلند شد آن را با کش به گردنتان ببندید ( رنگ کش هم باید طوری باشد که جلب توجه کند ! ) 2- برای چشمها استفاده از لنز رنگی جواب نمی دهد زیرا اولا فاصله ی شما از تماشگران زیاد است و آنها رنگ چشم شما را نمی بینند ثانیا ٌ ممکن است هنگام دویدن لنز بیفتد ! 3- استفاده از گوشواره برای گوش ها هنوز هم جواب نمی دهد . البته شما می توانید گوشواره را علاوه بر گوش در نقاط دیگر بکار ببرید مثل بینی و … 4- برای آرایش و جلب توجه در بقیه ی قسمتهای صورت هم می توانید از یک آرایشگر ماهر خانم کمک بگیرید. حرف زدن : 1-نحوه حرف زدن بسیار مهم است شما سعی کنید که لهجه ی خاصی داشته باشید یا اینکه بعضی کلمات را به طرز خاصی ادا نمایید یا اصلاٌ مامانم اینا صحبت کنید ، البته همیشه در بین حرف هایتان چند واژه انگلیسی به کار ببرید تا همه فکر کنند شما با کلاس هستید ! 2- آنچه شما در حرفهایتان می گویید خیلی خیلی مهم است شما همیشه باید در مصاحبه هایتان بگویید گفتنی های زیادی دارید که در وقت ضرورت تنها برای آگاهی مردم آنها را فاش خواهید کرد به این صورت هم خبرنگاران دوباره به سراغ شما خواهند آمد تا اگر موقع ضرورت شده بود گفتنی های شما را بشنوند هم مسئولین تیم تان از ترس گفتنی های شما دستمزدتان را بالاتر خواهند برد ! این را هم یادتان باشد که در زمین سبز رنگ ورزشگاه دادن انواع فحش و ناسزا از واجبات است ولی وقتی از ورزشگاه بیرون آمدید همه ی گفته ها و حوادث داخل استادیوم را تکذیب کنید ! 3- نکته ی دیگر اینکه حضور در برنامه ی نود یکی از پل های رسیدن به شهرت است . البته در این برنامه لازم است که تمام مصاحبه ها ی قبلی تان را تکذیب کنید و بگویید که روزنامه ها از خودشان نوشتند و حرفهای جدیدی تولید کنید. روش های متفرقه ی شهرت : 1- شما همیشه باید دو سه تا موبایل همراه تان باشد و در هر موقع ممکن حتی اگر شد وسط بازی با یکی از آنها صحبت کنید ! 2- تغییر ملیت هم یکی از روش های ایجاد جنجال و رسیدن به شهرت است . 3- ازدواج کردن هم یکی از روشهای مطمئن مشهور شدن است البته در مراحل مختلف مثل انتخاب همسر ، جشن ازدواج ، محل ماه عسل ، محل زندگی ، به وجود آمدن اختلاف و علت طلاق و … شهرت کافی بدست آورید . 4- یکی از کارهای واقعا نو که می توانید انجام دهید این است که همراه با فوتبالیست بودن خواننده هم باشید و یا همراهتان همیشه یک گیتار باشد ( هر چند که طرز نواختن آن را بلد نبودید ! ) یادتان نرود که چندین عکس در حال خوانندگی با ژست در حال نواختن گیتار به طرفداران خود عرضه کنید ! 5- خیانت به باشگاه سابقتان و رفتن به تیم رقیب جنجال پر سر و صدایی ایجاد خواهد کرد ! 6 – برای جلب توجه بیشتر می توانید به روش های ماقبل تاریخ هم متوسل شوید مانند خال کوبی ، گرفتن عکس با لباس شوالیه ها یا زره جنگجو ها و …
۷.شرکت در مراسم پارتی و انجامحرکات موزون در آن همراه با دوستان اعم از دوختر وپسر هم به شهرت شما کمک میکند نگران عواقب این موضوع نباشید مسئولین ورزشی وقضایی کشور شما را خواهند بخشید ! به هر حال شما قهرمان ملی و افتخار کشور و از همه جزو الگوهای جوانان جامعه هستید! چند وقتی بود مطلب عاشقانه تو وبلاگ نذاشتم تازگی یه شعر عاشقانه نسبتا طولانی گفتم که اینجا میذارم شما میتونین به هرکی دلتون خواست تقدیمش کنین :
باغ دلم عشق من، باغ دلم چشمان تو هرچه دارم در جهان از آن تو عشق من،چشمان خود را باز کن شور دیگر در دلم آغاز کن آن نگاهت را ز عاشق وانگیر من نگشتم از نگاهت سیر سیر عشق من، شادی تو شادی من تیرعشقت را به قلب من بزن عشق من، ناز تو را من می خرم مهر وعشقت را به دل می پرورم مرغ قلبم سوی تو پرواز کرد کوچ دیگر سوی تو آغاز کرد تیغ عشقت بالهایش را برید او بماند آنجا و دیگر نپرید عشق من، آرام جان من تویی راحت روح و روان من تویی عشق من، چشمان آهو تیره شد هرزمان که بر دو چشمت خیره شد صوت بلبل پیش تو خاموش شد جان و دل داد و سر و پا گوش شد لاله ی سرخ پیش تو آهی کشید قامتش خم گشت و برگ خود درید از نگاهت قلب من سیراب شد آب را نوشید ولی بی تاب شد تشنگی آید سراغش زود زود آب را خواهد ولی چشمه نبود چشمه چشمت سوی دیگر رود باز هم دل ناز تو را می خرد عشق من درمان درد من تویی با نگاهت دل شود از غم، تهی من چه بودم عاشقی نالان ومست آن شکوهت قلب من را می شکست قلب من بشکست و قیمت دار شد خواب بود و ناگهان بیدار شد می کند هر دم تمنای وصال هم به خواب وهم به رویا، هم خیال شرمندم می دونم خیلی دیر شد! آخه هم امتحان داشتم هم مریض بودم شدید! هم اتفاقات دیگه ای افتاد که دل و دماغ طنز نوشتن رو ازم گرفت.ولی یه مطلب جدید دارم که توش یه حال اساس دادم به اعراب!
علل محکومیت از آنجایی که پس از گذشت 2 هفته از حمله ی اسراییل به لبنان و قبل از آن به غزه هنوز بسیاری از کشور های عربی در خاموشی کامل به سر می برند و حتی زحمت یک محکومیت خشک و خالی را هم به خود ندادند (حال بگذریم از این که بعضی از این کشور ها حزب الله را محکوم کردند!) می خواهیم بررسی کنیم چه اتفاقاتی می تواند باعث شود که اسرائیل به این لطف الهی (یعنی محکوم شدن توسط اعراب ) نایل شود:
این مطلب که زیر می بینید از سری مطالب یک ستون ثابته که تقریبا هر هفته ۵شنبه ها تو صفحه ۵ روزنامه قدس می نویسم و چون احتمال می دم این قسمتش اون جا به دلایلی کار نشه این جا می ذارمش!
خاطرات یک کودک شش ماهه
شنبه : اینجا فوتبال ،اونجا فوتبال ، مامان فوتبال ،بابا فوتبال، خاله فوتبال، حتی دختر خاله که هیچی نمی فهمه هم فوتبال! این جام جهانی خیلی با حاله ها! خدا خیر بده این آلمانی ها رو که باعث و بانی خیر شدن! هر وقت تلویزیون رو روشن می کنی فوتبال داره دیگه مجبور نیستی برنامه های مزخرفی مثل عمو پورنگ ،خاله شادونه ،فیتیله و... رو نگاه کنی بجاش میشینی و اولین جام جهانی عمرتو با بکهام و توتی و علی کریمی و فیگو تجربه می کنی !
یکشنبه : امروز ایران بازی داشت و باخت اونم با سه گل ! دلایل این شکست در بحث کارشناسانه خانوادگی ما که بطور همزمان در تمام خانواده های ایرانی بعد از بازی برگزار شد این گونه عنوان شد: میرزاپور مثل همیشه یار دوازدهم تیم حریف بود و رحمان هم تو این بازی یار سیزدهم تیم مقابل بود و علی دایی هم معلوم نبود برای کدوم تیم داره بازی می کنه! البته برانکو هم نیمه ی دوم به جای محافظه کاری ترسو بازی از خودش در آورد. نکته ی قابل توجه این بازی این بود که محمد نصرتی برای اولین بار فقط برای تیم ما بازی کرد ! ونیز بلیط های یاران دوازدهم تیم ملی ما رو به مکزیکی ها فروخته بودند! ( این شبکه سه با وجود ما کارشناسان کار دیده به چه انگیزه ای کارشناس میاره !)
دوشنبه: امروز بعد از مدتی غیبت، خاله و دختر خاله جان خانه ما تلپ بودند برای تماشای بازی ایتالیا ! از همون اول هم جنگ ودعوا بین خاله و مامان به خاطر توتی و دل پیرو کلید خورد این یکی می گفت این بهتره اون می گفت اون بهتره! اول بازی که فقط توتی تو تیم بود خاله اینقدر خوشحال شد که تصمیم گرفت موهای دخترش رو به رنگ موهای توتی کنه ! ولی بعد توتی رو زدند و تعویضش کردند و بعد هم دل پیرو اومد داخل ! در این لحظات خاله این قدر ناراحت بود که من هرچی موهای دخترشو کشیدم و جیغ شو در آوردم هیچی نگفت! (اینم یکی دیگه از مزایای جام جهانی!)
سه شنبه: امروز بابا حرکت مشکوکی انجام داد درست نیم ساعت قبل از شروع بازی گفت من دارم می رم بیرون! مامان هم که دیگه حرفه ای شده اول رفت در خونه رو قفل کرد و گفت : تا نگی کجا می ری در باز نمیشه ! ( خانواده ی مرد سالار که میگن یعنی خانواده ی ما!) بابا اول گفت : هیچ جا ! ولی بالاخره بعد از رد و بدل شدن چند تا جمله ی عشقولانه(!) مجبور شد اعتراف کنه که داره میره خونه ی دوستش تا اونجا بازی رو بصورت مستقیم تر(!) نگاه کنه ! مامان هم در جوابش گفت یعنی تو می خوای فقط برای هفت هشت ثانیه ناقابل که شبکه سه بازی رو با تاخیر نشون میده بری اون ور شهر! خب صدا و سیما چیکار کنه تجهیزاتش قدیمیه برای همین نمی تونه زود تر نشون بده ! من در اون لحظه هاج و واج مونده بودم که مامانم این همه آی کیو رو از کجا آورده!
چهارشنبه : امروز مامان و بابا با مشورت هم وبا تصمیم مامان به این نتیجه رسیدند که من باید آینده فوتبالیست بشم بنابراین تحت تاثیر کارتون فوتبالیست ها و سوباسا اوزارا قرار شد من از همین 6 ماهگی با توپ زندگی کنم ! در نهایت برای من یه توپ تقریبا اندازه ی خودم خریداری شد تا تحت تاثیر همون کارتون همیشه همراهم باشه! البته مامان هم از همون وقت خریداری شدن توپ مدام تو گوشم تکرار میکنه :« توپ بهترین دوست ماست!» حالا من اون کارتون رو ندیدم که بفهمم در آخر سوباسا با این روش به کجا رسید ولی خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه!
پنج شنبه :امروز بعد از ظهر به وقت محلی و تحت تاثیر جو جام جهانی یک مسابقه فوتبال در استادیوم بین المللی اتاق پذیرایی خانه ما بین دو تیم «مامان» و« بابا» با حضور اجباری من به عنوان تماشاگر و داور و گزارشگر و مفسر و... برگزار شد! با شروع شدن این بازی من از همون ابتدا سعی کردم با نگاه های عاقل اندر سفیه به این دو تا تیم بفهمونم این کار ها از شما بعیده! ولی هیچ کدوم متوجه نشدند! متاسفانه در اواسط این بازی جذاب من خوابم برد و نتونستم تمام اون رو ببینم ولی از داد و جیغ های مامان در آخر بازی که باعث پریده شدن من از خواب شد متوجه شدم که بازی با نتیجه قاطع 34 به هیچ به نفع مامان به پایان رسیده است ! (این زن ذلیلی هم برای خودش عالمی داره ها!)
جمعه : در پی بازی دیروز و نتیجه ی اون از امروز تا یک هفته وظیفه ی خطیر غذا پختن و شستن ظرف ها به بابا تنفیذ شد ! البته بازی دیروز نتایج دیگه ای هم داشت مانند : شکسته شدن شیشه پنجره اتاق ، افتادن و خرد شدن یک قاب عکس ، تو لید 8 سوراخ هر کدام به قاعده یک بشقاب بر روی دیوار، سقوط لوستر پذیرایی ،کبودی زیر چشم بابا در اثر مشت مامان در حین بازی و ...
شش ماهگی اس ام اچ ستون آزاد تعطیل شد !
همین ...
سلام به همه الان که دارم اینا رو می نویسم شماره ۱۵ ستون آزاد زیر چاپه ! حواستون باشه که شنبه ۶ خرداد توزیع شروع میشه یه وقت شاکی نشین که بهتون نرسید!
|
|